أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

129

قانون ( فارسى )

بسته به هضم خوراك است . دليل بر سبكى و پرمايگى خوراك را مىتوانى از مزهء آن در دهان و از آروغ شناسائى كرد . پس معلوم شد كه باقى ماندن خوراك در معده مسئلهء هضم است . بايد آن‌قدرها بماند تا هضم شود هرگاه عمل هضم كاملا صورت پذيرفت ، آنگاه نوبت كار دستگاه راننده است كه دردى هضم شده را بيرون براند . مادهء گزندهء طبيعى از صفرا يا سوداء ترش‌مزه يا چيز ديگرى - كه از آن بحث خواهيم كرد - نيروى راننده را در معده به كار مىاندازند . و خانه‌تكانى صورت مىگيرد . برخى از پزشكان عقيده دارند كه بند آمدن و بيرون نيامدن مدفوع از معده سببش تنها تنگى سوراخ پايينى است و لاغير . كه اين نظريه كاملا غلط است . اگر چنين بود كه آنها مىفرمايند چگونه درهم و دينار بلعيده ، از سوراخ پايينى بيرون مىآمدند ؟ اگر نظريهء آنان صحيح بود هيچ وقت شراب و شير در معده گير نمىكردند و در معدهء ناتوان به حالت شناور بر سطح معده نمىماندند و سبب قرقر شكم و بادهاى ناسازگار نمىشدند . بايد به اين اشخاص گفت : نه ! بيرون آمدن خوراك بسته به هضم آن و بسته به نيرومندى نيروى راننده در معده است . و چيزى ديگرى جز اين نيست مگر اينكه آسيبى به معده وارد آيد و خللى در كارش پيدا شود . كه اينجا بحث ما معدهء درست و سالم بود . از وقتى كه خوراك به معده وارد مىشود و معده سرگرم هضم آن است سوراخ پايينى بسيار تنگ مىشود . هرگاه كار هضم تمام شد و نوبت راندن و بيرون دادن لاى و دردى آمد ، سوراخ گشاد مىشود . و معده به وسيله ليفى كه دارد - و مانند پارو يا جارو عمل مىكند - آت و - آشغال را از آن سوراخ به بيرون مىراند . هرچه هضم زودتر انجام داده شود پايين آمدن دردى نيز زودتر صورت مىگيرد . و تا هضم كندتر باشد ، بيرون آمدن مدفوع نيز كندتر است . مگر اينكه سببهايى رخ دهد كه خوراك هضم نشده را نيز بيرون براند ؛ كه اين سببها را ذكر كرده‌ايم . اصولا در حالت صحت معده ، از سرآغاز ورود خوراك به معده تا بيرون آمدن خوراك از آن دوازده تا بيست و دو ساعت طول مىكشد . اگر خوراك وارد شده به معده آن‌قدر زياد است كه معده نمىتواند در اين مدت آن را كاملا پخته گرداند و هضم كند ، يا خوراك نوعيتش بدهضم است . باز بيش از وقت لازم يعنى بيش از بيست و دو ساعت - كه منتهاى وقت هضم است - در معده‌اى كه سالم است و نيروى راننده در آن بر مرام است نمىماند و به سرعت به پايين هول داده مىشود ، كه ممكن است سبب بىاشتهائى و حتى قى و اسهال گردد . اگر معده ناتوان است و از بارگران خوراك رنج مىبرد ، يا اينكه معده قرحه و جوش دارد يا خلط ناپسند لزج در معده هست ، خوراك بيش از اندك مدتى در معده نمىماند . كه در اينجا ناتوانى نيروى گيرنده يا ناتوانى نيروى هضم‌كننده فرقى نمىكند . و تو مىتوانى نشانى اين حالت را از بحثهاى سابق ما پيدا كنى .